![]() |
![]() |
|
| زندگی یک بوم خالی است |
|
جایی هست که جز تو هیچکس نمی تواند آن را پر کند. کاری هست که جز تو هیچکس قادر به انجامش نیست. اما بسیاری از مردم، بی خبر از تقدیر واقعی خود، برای چیزها و اوضاعی می کوشند که از آن ها نیست و اگر بدست آورند، جز شکست و ناخوشنودی بهره ای نخواهند داشت. چه بسیارند کسانی که با سخن کاهلانه خود، به زندگی شان مصیبت آورده اند. خوشبختانه این قانون در هر دو جهت کار می کند، یعنی فقر را نیز به ثروت تبدیل کرد. ترس تنها دشمن آدمی است، ترس از تنگدستی، ترس از شکست، ترس از بیماری، ترس از دست دادن و احساس ناامنی برای هر مسئله ای. هدف بازی زندگی این است که آدمی به روشنی؛ خیر و صلاح خود را ببیند و هر چه تصویر شّر را از ذهن بزداید. برای رسیدن به این هدف باید با مشاهده خیر و نیکی بر ذهن نیمه هوشیار اثر گذارد. مرگ و زندگی در قدرت زبان است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 20:43 توسط مريم |
|
|
مطرح کردن یک پرسش؛ یعنی این که تو آماده ای تا پاسخی را از کسی دریافت کنی و هر گاه پاسخی را از کسی دریافت کنی، از حقیقت دورتر و دورتر خواهی شد. زیرا حقیقت هیچگاه اثبات کردنی نیست. حقیقت را هر کس باید در درون خودش کشف کند. تو خودت حقیقت هستی. هیچ بودن به معنی خالی بودن نیست، یادت باشد، هیچ چیز فقط یعنی چیزی نبودن. تو همچون یک خلوص زاده شده ای، یک آینه و سپس چیزها بر تو تحمیل شده اند. کشف خویشتن یعنی دور انداختن تمامی نقل قول ها و برهنه کامل در زیر خورشید، آنوقت است که انسان مرکز واقعی و وجود خویشتن را خواهد شنید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 23:51 توسط مريم |
|
|
انرژی لذت است، این جمله ای بسیار عمیق است؛ چون هر چه انرژی بیشتری داشته باشی، بیشتر لذت خواهی برد. اين انرژی است که تبدیل به لذت می شود و انرژی سرشار از سرور و شادمانی می شود. اما زمانی که تو مداوم در ستیز هستی و همه انرژی تو صرف همين ستيز می شود، چيز خاصی روی نخواهد نداد. در اين ستیز هیچ کس پیروز نمی شود؛ بلکه حقیقت است که همیشه پیروز است، دروغ ها هرگز برنده نمی شوند. در جنگ های کوچک، شايد یک دروغ بر دروغ دیگر پیروز شود، اما در نهایت هیچ دروغی برنده نیست. تنها حقیقت برنده است، اما ما به انتخاب این دروغ و آن دروغ ادامه می دهیم و هرگز به سمت حقیقت پيش روی نمی کنیم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 1:32 توسط مريم |
|
|
عشق يعنی این که تو آماده باشی جانت را برای عشق ات بدهی، یعنی ارزشی بالاتر از خود زندگی دارد.
خداوند همچون عشق وجود دارد. ولی تو قادر نیستی که به اندازه کافی شجاع باشی که در عشق بمیری. تنها یک عاشق آماده است تا به اختیار خود بمیرد، چون یک عاشق می داند که مرگ، مردن نيست؛ بلکه آغاز زیارتی ابدی است. هر کجا که زندگی جاری است خدا را آنجا بجو. پس خدا را همچو شخص نجو، خدا همين هستی غیرشخصی است. برای همین است که میلیون ها انسان خدا را می جویند ولی در گمراهی بسر می برند و هرگاه انسان واقعا با عشق فروزان باشد، خداوند در وجود او اتفاق افتاده است.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 22:45 توسط مريم |
|
|
زندگی را نباید همچون مبارزه برای بقا انگاشت،زندگی را باید همچون یک جشن و ضیافت گرفت.
هر کدام از ما موجودی منحصر به فرد هستیم و هیچکس دیگر مانند ما نیست و نخواهد بود.این احترامی عظیم است که خداوند به ما عطا فرموده.این شکوه و عظمت ما است که منحصر به فرد هستیم. وقتی ما کاملا ناامید باشیم نمیتوانیم غمگین باشیم.یعنی این که ما هنوز هم امیدوار هستیم.اندوه یعنی این که این تلاش نتیجه ندارد و ما برای همین غمگین هستیم.نا امیدی یعنی که ما هیچ امیدی نداشته باشیم نه این که(من شکست خوردم ).
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 21:55 توسط مريم |
|
|
لحظه ها را با تو بودن
در نگاه تو شکفتن حس عشق رو در تو دیدن مثل رویای تو خوابه با تو رفتن با تو موندن مثل قصه تو رو خوندن تا همیشه تو رو خواستن مثل تشنگی به آب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 23:24 توسط مريم |
|
|
رها ساز خود را از آنچه مانع می شود آنی بشوی که می خواهی .خود را از بند خواسته های دیگران رها کن و هرگز شرمسار و سرافکنده نباش که به معیار ایشان زندگی نکرده ای.اهمیت هیچکس برای تو ، بیش از تو نیست. به محور احساس خویش زندگی کن،که بهترین و سزاوارترین همین است.و آنگاه دیگران به حرمت شرافت و امانت تو سر فرود آورند به تحسین.رها ساز خود را که تنها خود باشی....و بدینسان فراتر از رویاهای خویش به پرواز در خواهی آمد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 21:42 توسط مريم |
|
|
جاودانگی از زمان حال تشکیل شده است. زیاد وسواس گذشته را نداشته باش، بگذار برود. رهايش کن و زياد درگير آينده نشو، بگذار اينهم برود. آينده را هم رها کن. آهسته آهسته، خودت را از خاطرات گذشته و تخيلات آينده پس بکش. گذشته دیگر وجود ندارد، آينده هنوز نیامده. هر دو غیرموجود هستند. ماندن در غیرموجود يعنی ماندن در رنج، زیرا وجود هستی يعنی: حقیقت، آگاهی، سرور. غیرموجود یعنی غیر حقیقت و ناآگاهی و رنج. یعنی درست نقطه مقابل و ما در چیزهای غیر موجود زندگی می کنیم. خودت را از گذشته و آينده دور نگه دارد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 20:38 توسط مريم |
|
|
عقاب فاتح قله های زندگی باش و مسافر صبور دشتهای بی کران آن .به درههای عمیق احساس خویش سفر کن که در آنجا کسی را جز خویشتن خود بازنمی یابی و لحضه ها را غنیمت شمار و آنها را بنیاد دنیایی کن و هرگز ناامیدوار از فراز صخره های سخت زندگی آینده را نظاره نکن. با ایمان به توان خویش از آن میانه راهی بگشا به دنیای زیبای فرداها و بدان که در امتداد هر راه که برمی گزینی همواره دشواری در کمین است که زندگی اگر نام آسانی داشت دیگر بر زمین، تلاش معنای خویش را از کف می داد و در آسمان، رنگین کمان.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام تیر 1386ساعت 15:46 توسط مريم |
|
|
انسان درست نقطه مقابل چیزی است که فکر می کند هست.زندگی فقط زمانی بر وفق مراد خواهد بود که ما تمامی آرمانها را دور بیندازیم.تمام آرمانها فقط یک عملکرد دارند:واقعیت تو را پنهان میکنند،برای همین است که ما به خلق آرمانهای زیبا ادامه میدهیم،نه اینکه ما واقعا به ان آرمانهای بزرگ علاقه داشته باشیم.علاقه واقعی ما پنهان کردن واقعیتهای زشت است.آرمانها به تو ( باید )میدهند.انسان هوشیار ابدا آرمان ندارد.
داشتن آرمانهای زیبا بسیار ساده است،اگر آنان را بشناسی. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:28 توسط مريم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در مشهد متولد شدم، اکنون در آلمان زندگی می کنم. در حال حاضر مشغول تحصيل هستم. آدم خوش بينی هستم و عاشق زندگی، هر بامداد به عشق خدا از خواب برمی خيزم و با خودم تکرار می کنم که زندگی نه رنج است و نه سرور؛ زندگی يک لوح سپيد است که بايد آن را هنرمندانه تکمیل کنم.
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|